کارکرد اجرایی: مدیر پنهان ذهن کودک شما

وقتی کودکی وسط بازی، وسیله‌اش را به هم‌بازی‌اش قرض می‌دهد، وقتی سر کلاس به‌جای پریدن از جا، دستش را بالا می‌برد، یا وقتی وسط انجام تکلیف، ناگهان قانون بازی عوض می‌شود و او خودش را با آن تطبیق می‌دهد، در همه‌ی این لحظات، یک نظام ذهنی پیچیده در حال کار کردن است.این نظام «کارکرد اجرایی» (Executive Function) است.

کارکرد اجرایی دقیقاً چیست؟

کارکرد اجرایی به مجموعه‌ای از فرایندهای شناختی گفته می‌شود که به ما امکان می دهد رفتار، توجه و افکارمان را در جهت یک هدف مشخص هدایت کنیم؛ به‌جای آنکه صرفاً به محرک‌های لحظه‌ای واکنش نشان دهیم.

آدل دایموند، یکی از شناخته‌شده‌ترین پژوهشگران این حوزه، در مقاله‌ ای توضیح می‌دهد که کارکرد اجرایی همان چیزی است که امکان می‌دهد پیش از عمل کردن فکر کنیم، در برابر وسوسه‌ها مقاومت کنیم، با موقعیت‌های تازه و غیرمنتظره کنار بیاییم و تمرکزمان را حفظ کنیم.

در واقع کارکرد اجرایی، همان مدیر داخلی ذهن است. مدیری که تصمیم می‌گیرد کدام تکانه باید مهار شود، کدام اطلاعات باید در ذهن نگه داشته شود، و چه زمانی باید برنامه را تغییر داد.

 کارکرد اجرایی از سه مؤلفه‌ی هسته‌ای تشکیل شده است:

۱. بازداری (کنترل تکانه)

توانایی مکث کردن پیش از عمل، مقاومت در برابر واکنش‌های خودکار یا وسوسه‌انگیز. کودکی که دلش می‌خواهد فوراً اسباب‌بازی دوستش را از دستش بکشد اما چند ثانیه صبر می‌کند، دارد از این مؤلفه استفاده می‌کند.

۲. حافظه‌ی فعال (کاری)

توانایی نگه‌داشتن اطلاعات در ذهن و کار کردن با آن‌ها، در حالی‌که هم‌زمان کار دیگری هم انجام می‌شود. مثلاً وقتی کودک قانون یک بازی را در ذهن نگه می‌دارد و هم‌زمان حرکت بعدی‌اش را برنامه‌ریزی می‌کند.

۳. انعطاف‌پذیری شناختی

توانایی تغییر دیدگاه یا تغییر استراتژی وقتی شرایط عوض می‌شود؛ دیدن یک موقعیت از زوایای مختلف، به‌جای گیر افتادن در یک روش ثابت.

این سه مؤلفه به‌تنهایی کار نمی‌کنند؛ بلکه در تعامل با هم، توانایی‌های پیچیده‌تری مثل برنامه‌ریزی، حل مسئله و استدلال را می‌سازند.

کارکرد اجرایی در زندگی روزمره‌ی کودک چه شکلی دارد؟

این مفهوم انتزاعی‌تر از آن است که در نگاه اول به‌نظر می‌رسد، اما مصداق‌هایش در زندگی روزمره‌ی هر کودکی دیده می‌شود:

  • منتظر ماندن برای نوبت خودش در صف یا بازی
  • به‌خاطر سپردن چند دستور پشت‌سرهم (اول کیفت رو بردار، بعد کفشات رو بپوش، بعد بیا دم در)
  • تغییر برنامه وقتی هوا بارانی می‌شود و بازی بیرون از خانه به بازی داخل خانه تبدیل می‌شود
  • خودداری از جیغ زدن وقتی چیزی او را عصبانی می‌کند، حتی برای چند ثانیه

کارکرد اجرایی چه زمانی شکل می‌گیرد؟

بر اساس پژوهش‌های موجود، بنیان‌های کارکرد اجرایی از سال‌های اول زندگی شکل می‌گیرد و در سال‌های پیش‌دبستانی رشد بسیار سریعی دارد، اما این رشد در آن‌جا متوقف نمی‌شود؛ کارکرد اجرایی تا نوجوانی و حتی اوایل بزرگسالی همچنان تقویت و پیچیده‌تر می‌شود. به همین دلیل، از یک کودک هفت‌ساله نمی‌توان همان سطح از خودکنترلی یا انعطاف ذهنی یک نوجوان را انتظار داشت، این یک محدودیت رشدی است، نه یک نقص شخصیتی.

چرا این مفهوم برای والدین و مربیان اهمیت دارد؟

خیلی از رفتارهایی که به‌سادگی «بی‌انضباطی» یا «لجبازی» تعبیر می‌شوند، در واقع نشانه‌ی کارکرد اجرایی‌ای هستند که هنوز کامل شکل نگرفته است. وقتی والد یا مربی این تفاوت را می شناسد، به‌جای برچسب زدن، می‌تواند محیطی بسازد که این مهارت‌ها را قدم‌به‌قدم تمرین کنند مثلا: گذاشتن قوانین ساده و قابل پیش‌بینی، فرصت برای تمرین صبر کردن، بازی‌هایی که نیاز به تغییر استراتژی دارند، و از همه مهم‌تر، صبر در برابر روند طبیعی و کند این رشد.

کارکرد اجرایی چتری است که زیر آن، توانایی‌هایی مثل خودکنترلی، حافظه‌ی کاری و انعطاف ذهنی جمع می‌شوند، مهارت‌هایی که پایه‌ی یادگیری، روابط اجتماعی و تنظیم هیجانی کودک را می‌سازند. شناخت این مفهوم به ما کمک می‌کند رفتار کودکان را با نگاهی رشدمحورتر و کم‌قضاوت‌تر ببینیم.

منبع:

 Diamond, A. (2013). Executive Functions. Annual Review of Psychology, 64, 135–168

به اشتراک بگذارید

یک پاسخ

  1. بازتاب: | ملیحه باقری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط