سوگ و نحوه مواجه کودکان با آن

همه ما دوست داریم کودکانمان لحظات خوب و زیبایی را در زندگی تجربه کنند؛ اما زندگی همیشه مطابق انتظار ما پیش نمی‌رود.  وقتی یکی از افراد مهم زندگی کودک از دنیا می‌رود، ممکن است والد یا مراقب کودک نداند دقیقاً چه چیزی باید بگوید یا چگونه با او رفتار کند. این موضوع به‌خصوص به این دلیل اهمیت دارد که کودکان تجربه کمتری از زندگی دارند و در هر مرحله از رشد، درک متفاوتی از مفهوم مرگ و فقدان دارند.

بنابراین، آگاهی والدین و مراقبان درباره واکنش‌های کودکان به سوگ می‌تواند کمک‌کننده باشد و دریافت کمک از متخصص سلامت روان اهمیت پیدا می‌کند.

کودکان چگونه سوگواری می‌کنند؟

یکی از نکات مهم این است که سوگ کودکان همیشه شبیه سوگ بزرگسالان نیست.ممکن است کودکی در حالی که سوگوار است، چند دقیقه بعد مشغول بازی با همسالانش شود، بخندد یا درباره موضوع دیگری صحبت کند. این رفتار به این معنا نیست که کودک متوجه فقدان نشده یا فرد از دست‌رفته برایش اهمیتی نداشته است. کودکان ممکن است در مقاطع کوتاه با احساسات سنگین خود روبه‌رو شوند و سپس دوباره به بازی و فعالیت‌های روزمره برگردند.واکنش‌های سوگ ممکن است در چند حوزه خودشان را نشان دهند:

۱. تغییرات رفتاری

ممکن است کودک پرخاشگرتر شود، خواب یا اشتهایش تغییر کند، بیشتر به والد بچسبد، کمتر حرف بزند یا رفتارهایی نشان دهد که قبل از این تجربه کمتر دیده می‌شد.

۲. تغییرات عاطفی

احساساتی مانند ترس، ناامنی، ناامیدی، غم، بی‌حوصلگی یا اضطراب ممکن است در کودک دیده شود.

۳. تغییرات فکری

ذهن کودک ممکن است با پرسش‌های مختلف درگیر شود:

نکنه مامان هم بمیره؟نکنه من اون رو فراموش کنم؟چرا این اتفاق افتاد؟آیا دوباره برمی‌گرده؟ این سؤال‌ها بخشی از تلاش کودک برای فهمیدن اتفاقی است که برایش رخ داده است.

۴. تغییرات بدنی

گاهی فشار روانی و سوگ می‌تواند با نشانه‌های جسمانی همراه شود؛ برای مثال تغییر در خواب و اشتها یا برخی نشانه‌های بدنی مانند تپش قلب. اگر نشانه‌های جسمانی شدید، مداوم یا نگران‌کننده باشند، بهتر است با پزشک یا متخصص سلامت روان مشورت شود.


کودک در هر سنی چگونه مفهوم مرگ را درک می‌کند؟

نحوه صحبت کردن با کودک درباره مرگ تا حد زیادی به سن و مرحله رشدی او بستگی دارد. البته کودکان هم‌سن الزاماً واکنش یکسانی ندارند و تجربه قبلی، رابطه با فرد فوت‌شده و شرایط خانوادگی نیز اهمیت دارد.

زیر دو سال

کودک زیر دو سال هنوز مهارت زبانی کافی برای توضیح دادن تجربه خود ندارد، اما به تغییرات اطرافش و تغییر در حضور افراد مهم زندگی واکنش نشان می‌دهد.ممکن است پریشانی خود را بیشتر از طریق رفتار نشان دهد؛ مثلاً بی‌قراری کند، بیشتر گریه کند یا در خواب و تغذیه‌اش تغییراتی ایجاد شود.

در این شرایط چه کار کنیم؟

۱. تا حد امکان روال روزمره کودک را حفظ کنیم.

خواب، غذا، بازی و مراقبت‌های معمول می‌توانند برای کودک احساس امنیت و پیش‌بینی‌پذیری ایجاد کنند.

۲. تغییرات محیطی را تا حد امکان کاهش دهیم.

در شرایط سوگ ممکن است تغییرات زیادی در زندگی خانواده اتفاق بیفتد. اگر امکان دارد، بهتر است برخی روال‌های آشنای کودک حفظ شوند.

۳. خاطرات و تصاویر آشنا را حفظ کنیم.

داشتن عکس‌هایی از کودک در کنار فرد فوت‌شده می‌تواند فرصتی برای حفظ خاطرات و صحبت کردن درباره آن فرد در سال‌های بعد فراهم کند.


سه تا پنج سال

کودکان سه تا پنج سال هنوز درک کاملی از مفهوم برگشت‌ناپذیری مرگ ندارند. به همین دلیل ممکن است بارها بپرسند:پس کی برمی‌گرده؟یا:دوباره میاد پیش ما؟ این سؤال‌ها ممکن است برای بزرگسال عجیب یا حتی آزاردهنده باشد، اما برای کودک بخشی از تلاش او برای فهمیدن مفهوم مرگ است. در این سن، بهتر است در انتخاب کلمات دقت کنیم.

مثلاً گفتن اینکه: فلانی خوابیده یا به یک سفر رفته. ممکن است کودک را سردرگم کند یا حتی باعث شود از خوابیدن یا جدا شدن از والد بترسد. بهتر است تا حد امکان از کلمات ساده و روشن استفاده کنیم و متناسب با میزان درک کودک توضیح دهیم که فرد فوت‌شده دیگر نمی‌تواند برگردد.

با کودک سه تا پنج سال چه کنیم؟

۱. فضایی برای سؤال کردن فراهم کنیم.

اگر کودک یک سؤال را چندین بار می‌پرسد، لزوماً به این معنا نیست که به حرف ما گوش نداده است. ممکن است برای فهمیدن و پذیرفتن مفهوم فقدان به تکرار نیاز داشته باشد.

۲. اجازه دهیم از طریق بازی و خاطره با فقدان ارتباط برقرار کند.

کودکان همیشه احساساتشان را با کلمات بیان نمی‌کنند. بازی، نقاشی و صحبت درباره خاطرات می‌تواند راهی برای بیان تجربه آن‌ها باشد.

۳. به کودک اطمینان دهیم که مرگ تقصیر او نبوده است.

برخی کودکان ممکن است به دلایل مختلف احساس کنند کاری که انجام داده‌اند یا حرفی که زده‌اند باعث اتفاق شده است. بنابراین لازم است متناسب با شرایط، به او اطمینان بدهیم که مسئول مرگ فرد نبوده است.


شش تا نه سال

در این سن، بسیاری از کودکان درک واقع‌بینانه‌تری از مرگ پیدا می‌کنند، اما ممکن است هنوز درک کاملی از همگانی و اجتناب‌ناپذیر بودن آن نداشته باشند.ممکن است بعد از مرگ یک فرد مهم، کودک بیشتر درباره سلامت و امنیت خودش یا والدینش نگران شود.

برای مثال:مامان، تو هم می‌میری؟ من هم ممکنه بمیرم؟ در چنین شرایطی بهتر است از پاسخ‌های مبهم یا ترساندن کودک پرهیز کنیم.

چگونه با کودک شش تا نه سال صحبت کنیم؟

۱. صادقانه و روشن پاسخ دهیم.

کودک حق دارد پاسخ متناسب با سن و درکش دریافت کند.

۲. درباره مرگ توضیح بدهیم، اما متناسب با شرایط کودک.

لازم نیست تمام جزئیات را یک‌باره برای کودک توضیح دهیم. می‌توانیم ابتدا به سؤال خودش پاسخ بدهیم و اگر سؤال بیشتری داشت، اطلاعات بیشتری در اختیارش قرار دهیم.

۳. درباره شرکت در مراسم با کودک صحبت کنیم.

اگر قرار است کودک در مراسم ترحیم شرکت کند، بهتر است پیش از آن درباره اینکه چه اتفاقی قرار است بیفتد، توضیحی متناسب با سنش به او بدهیم.

در نهایت، شرایط کودک و خانواده باید در نظر گرفته شود و مشارکت او در مراسم می‌تواند با توجه به آمادگی و تمایلش مورد بررسی قرار گیرد.


ده تا دوازده سال

در این سن، کودک معمولاً درک کامل‌تر و واقع‌بینانه‌تری از مرگ پیدا می‌کند و متوجه می‌شود که مرگ فقط برای افراد خاصی اتفاق نمی‌افتد.ممکن است سؤال‌های دقیق‌تری داشته باشد:چطور مرد؟چه اتفاقی برای بدنش افتاد؟وقتی آدم می‌میره چه اتفاقی می‌افته؟

کودک در حال تلاش برای فهمیدن اتفاقی است که رخ داده و می‌خواهد تصویر روشن‌تری از مفهوم مرگ پیدا کند.

در این سن می‌توانیم با کودک صحبت کنیم، به سؤال‌هایش پاسخ دهیم و در عین حال اجازه دهیم بداند بزرگسالان هم ممکن است در سوگ غمگین، عصبانی، گیج یا خسته شوند.البته بهتر است مراقب باشیم کودک را درگیر جزئیات و فشارهای عاطفی بزرگسالان نکنیم. او نیاز دارد بداند احساسات والد طبیعی است، اما همچنان بزرگسالان مسئول مراقبت و ایجاد احساس امنیت برای او هستند.


مهم‌ترین چیزی که کودک در زمان سوگ نیاز دارد

کودک در زمان سوگ بیش از هر چیز به امنیت، حضور و همراهی نیاز دارد.لازم نیست همیشه جمله‌ای عالی پیدا کنیم.گاهی کافی است بگوییم:می‌دونم خیلی دلتنگشی. من هم دلم براش تنگ شده. می‌تونی هر سؤالی داری ازم بپرسی. من کنارتم.به کودک اجازه دهیم سؤال بپرسد، گریه کند، بازی کند، خاطره تعریف کند یا حتی مدتی درباره فرد فوت‌شده صحبت نکند.سوگ برای هر کودکی شکل متفاوتی دارد و ممکن است در طول زمان تغییر کند.

چه زمانی بهتر است از متخصص کمک بگیریم؟

بسیاری از واکنش‌های کودکان به فقدان می‌توانند بخشی از فرایند سوگ باشند. با این حال، اگر تغییرات رفتاری، عاطفی یا جسمانی شدید باشند، مدت زیادی ادامه پیدا کنند، عملکرد روزمره کودک را به شکل قابل توجهی مختل کنند یا نگرانی جدی درباره وضعیت او ایجاد کنند، بهتر است از روان‌شناس کودک یا سایر متخصصان سلامت روان کمک بگیریم.مهم است به یاد داشته باشیم که این مطلب جایگزین ارزیابی و درمان تخصصی نیست. اگر درباره وضعیت کودک نگران هستیم، مشورت با متخصص می‌تواند به ما کمک کند تا متناسب با شرایط خاص او تصمیم بگیریم.

 

 

منبع:

چگونه کودکان با سوگ عزیزان کنار می آیند. نشر ارجمند

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط