تربیت عاطفی، چیستی و چگونگی آن

یکی از مهارت هایی که کودکان برای رسیدن به رشد متعادل به آن نیاز دارند مهارت عاطفی است. مهارت عاطفی یک شیوه فرزندپروری است و به مجموعه توانمندی هایی مرتبط می شود که شامل شناخت احساسات خود و دیگری، شناخت موقعیت هایی که موجب بروز آن احساس خاص می شود، توانایی مدیریت احساسات و بیان مناسب آن است.

خبر خوب این است که این مهارت از بدو تولد قابل یادگیری و آموزش است.

 

چگونه مانع یادگیری مهارت عاطفی شویم؟

  1. عدم آگاهی مراقبان، مربیان و والدین از مقوله احساسات
  2. پرت کردن حواس کودک زمانی که در حال تجربه احساسی است
  3. خستگی و بی حوصلگی مداوم مراقبان و مربیان
  4. بی تفاوت بودن و نادیده گرفتن احساس کودک

 

آیا واقعا تربیت عاطفی مهمه؟

رشد عاطفی به اندازه رشد فیزیکی و عقلی کودک در دنیای امروز اهمیت دارد و این مهارت کاملا قابل یادگیری است. این شیوه فرزندپروری می تواند کمک کند کودک به درک مثبتی از خود و جهان برسد، روابط با کیفیتی را ایجاد کند، امکان حل تعارض و رسیدن به اهداف را تسهیل کند همچنین کودک یاد می گیرد در موقعیت های بحرانی از خود مراقبت کند.

 

چگونه رشد عاطفی را تقویت کنیم؟

  1. نشانه های احساسی کودک را از چهره و بدن او بشناسید و کمک کنید کودک نیز احساس خود را بشناسد
  2. الگو مناسبی باشید (از احساس خود در گفتگوها، بازی و … استفاده کنید)
  3. به احساس، خواسته و نیاز کودک توجه کنید
  4. به نظرات او احترام بگذارید
  5. هنگام تجربه یک احساس آن را ابراز کنید به طوری که آن احساس در کلام، تن صدا و بدن شما قابل رویت باشد.

 

نحوه مواجهه شما با احساسات کودکتان چگونه است؟

فرض کنید کودک به زمین افتاده و آسیب دیده است و شروع به گریه می کند شما در این موقعیت فرضی کدام راهکار را به کار می برید:

  1. بلند شو چیزی نشده که . چیز مهمی نیست بلند شو
  2. همین الان تمومش کن بسه
  3. عیب نداره افتاد دیگه دست خودش نبود که

حالا بیایید هر کدام از راهکارها را بررسی کنیم:

در راهکار اول چون والدین تحمل ناراحتی فرزند خود را ندارند، می خواهند در کوتاه ترین زمان مسئله را رفع کنند و باعث می شوند کودک احساس خود را نادیده بگیرد در حالی که آنچه کودک در این لحظه نیاز دارد فقط کمی همدلی و همدردی است.

این راهکار در درازمدت باعث می شود کودک بخشی از خود را نادیده بگیرد و در پی حل مسئله نباشد و در نهایت روش مدیریت این احساسات هیچ وقت آموخته نمی شود.

در راهکار دوم والد احساس را غیر قابل قبول می داند پس با اعمال قانون بروز احساس در کودک را مانع می شود. در وافع وادار کردن کودک به متوقف کردن احساسش باعث صدمه به او می شود و کمکی به مدیریت احساس او نمی کند.

و در راهکار سوم درست است که کودک نیاز دارد از احساس خود آگاه باشد و آن را تجربه کند اما نیازمند هدایت احساسش هم می باشد. کودک باید بداند همه رفتارها قابل پذیرش نیستند اما همه احساسات قابل پذیرشند. بنابراین با پذیرش احساس و ایجاد حد و مرز رفتاری باید عمل کرد.

 

 

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط